حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 247

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

بود ولى انوشيروان در اين مجازاتها هم تخفيفى داد توضيح آنكه در مورد جرمهائى كه مجازات آن ناقص كردن مجرم بود در دفعه اولى بگرفتن جزاى نقدى اكتفاء ميكردند و در صورت تكرار فقط گوش يا بينى را ميبريدند ( بريدن دست ممنوع بود ) در مورديكه ترديد در مقصّر بودن متّهم حاصل ميشد گاهى بوسائل موهوم [ وريه ] متشبث ميشدند مثلا متّهم را واميداشتند از ميان دو آتش بگذرد و اگر سالم بيرون ميآمد بىتقصيرش ميدانستند يكى از خصائص بد مجازاتهاى زمان ساسانى اين بود كه مجازات جانى از خود او بخانواده‌اش سرايت ميكرد و اعضاى خانواده ( بخصوص اقرباى نزديك ) هم مورد تعقيب واقع ميشدند « 1 » شاه در موقع رسيدگى سواره در جاى بلندى قرار گرفته بعرايض مردم رسيدگى ميكرد در اوائل دورهء ساسانى سالى دو مرتبه شاه بار عام ميداد يكى در نوروز و ديگرى در مهرگان و جارچيها از چند روز قبل مردم را خبر ميكردند كه اگر عرضى دارند در آن روز حاضر شوند روز مزبور باز جارچى قصر سلطنتى بآواز بلند ميگفت « هركس مانع از آمدن عارضين شود خونش به گردن خودش است » كليّة از تتبّعات محقّقين اين مطلب مسلّم شده كه در ايران قديم به عدالت و دادرسى اهميّت ميدادند و مقام قضاوت را محترم داشته اشخاصى را به اين شغل معيّن ميكردند كه داراى معلومات قضائى و بىطمع و مجرّب بودند مردم ميتوانستند از حكم شاه به خود شاه شكايت كنند در اين موارد شاه از تخت به زير آمده حكميّت را به مؤبذان مؤبذ رجوع ميكرد و اگر شكايت وارد بود شاكي را راضى و الّا سياست مينمود چاپارخانه‌ها ترتيب اين اداره در تشكيلات دورهء هخامنشى ذكر شد خلفاى بنى عبّاس نيز اين ترتيب را از ايران ساسانى اقتباس و اداره بريد درست كردند راههاى مملكتى را حفظ و تعمير مىنمودند در كوهها چاپارهاى

--> ( 1 ) - ظنّ قوى اين است كه اين نظر در مورد جنايات سياسى اعمال ميشد